چه كسي مي داند كه چه تنهاست دلم
صفحه نخست   ::   بايگاني  ::   قاصدك   
 
بعد از مدتها ....

دلم خیلی هوای اینجا رو داشت...

 به یاد ایام گذشته خواستم بیام و یه سری بزنم.

چقدر اینجا سوت و کوره.........

.....

داره برف میاد

اولین برف زمستون

و من چقدر دلم گرفته

به اندازه همه ابرای سیاه تو آسمون

....

صدای اذان میاد......


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳٩۱/٩/٢٥ - مهتاب  |

قاصدک

من از چشم تو میچینم

هزار امید زندگی

تو

چو بادی بازیگوش بر سرم فروریزان

هزار قاصدک خوش خبر لبخندت را...


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳۸٩/۸/٢٩ - مهتاب  |

دوباره تو ... دوباره پاییز

مشق عشق را با غرقه شدن میان چشم تو

تمرین میکنم

آغاز باریدن پاییز

بارانی شدن چشم تو را یادم می آورد

من ایستاده ام به امتحان

تو سنگ محک را آرام بر دلم بزن......


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳۸٩/٧/۱٩ - مهتاب  |

دوباره عشق .... دوباره ما

 

 

 

 

با تو دیگر مرا ترسی از تاریکی نیست

وقتی دست هایت را دارم

و نفس هایت من را نوید زندگی می دهد

و عشق با شکوه ترین واژه برای بیان این احساس است

تا رهایی فاصله ای نیست...

ببین!

    عشق ِ من!

                  لحظه ی پروازمان نزدیک است...


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳۸۸/۳/٢٧ - مهتاب  |

مرداب عشق

مینویسم برای تو ..... خواهم ماند برای تو

مینوسیم برای ماه ..... باز هم خواهم ماند برای تو

مینویسم برای کوتاه بودن واژه ها

مینویسم "عشق"

برای با تو بودن دیر نمیشود

اما با تو بودن خیلی زود می گذرد

برایت خواهم ماند و همیشه ترانه "دوستت دارم" را میخوانم .....


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳۸٧/۳/٢٧ - مهتاب  |

 

 

 

ــــــ

و روزی که به سراغت بیایم

با یک دست لباس سپید

و لبخند

حتما کسی خواهد گفت

گاهی دلم برای ستاره شدن تنگ میشود

گاهی برای چشمانت ....

 


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳۸٧/٢/٢٧ - مهتاب  |

خدانگهدار


 

در دل تیره شب هر وقتیک شهاب می گذرد آرزو می کنمت ......

از خدا می خواهم لحظه های سبزت٬ زرد و غمگین نشود

نکند بارانی از نگاهت ریزد

باران بی رحمی ها در وجودت خیزد

در میان من و تو فاصله هاست

آنقدر فاصله که من اگر خیل کبوترها را سوی تو پرواز دهم

نیمه راه می میرند

 خوب رویائی من با تو بودن دیریست آرزوی من نیست .

من فقط می خواهم هر کجا که هستی غصه ات کم باشد


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳۸٧/۱/٢٠ - مهتاب  |

من بهار میشوم، تو تنم را پر از شکوفه کن

فصلی را با نام تو آغاز میکنم

با نام بهار

عطر سنگین اقاقی های سپید

فصلی را با نام تو آغاز می کنم

 با نام تابستان

عطش عرق کرده ی درختان گیلاس

فصلی را با نام تو آغاز می کنم

 با نام پاییز

 اندوه شاخه های زرد بید

 فصلی را با نام تو آغاز می کنم

 با نام زمستان

برفی ترین خواستگاه آرزوهای سرما خورده

    فصلی را با نام" تو" آغاز می کنم

             که خود فصلی دیگری   .....؟


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳۸٦/۱٢/٢۸ - مهتاب  |

دلم تنگه

 

 

دارد دلم برای تو
       بی تاب میشود
        آرام
          شمع حوصله ام آب میشود


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳۸٦/۱٢/٢٢ - مهتاب  |

بی مقدمه.......


 
 

قصد سفر دارم
می خواهم بروم
همراه با خط سفید وسط جاده
 که مرا تا انتهای دور با خود می برد
من میروم تنها
بار خاطراتم سنگین است
می روم و می دانم بهار نزدیک است
خسته ام ، آنقدر که دلم میخواهد برای مدتی بمیرم
اما نه ... من بدون تو می میرم
میخواهم بگویم و دستم بنویسد
مینویسم تا خیالم از دست یادت رها شود
اما باز از میان سطرهایم سر بیرون می آوری
میدانم تا ابد خیالت مرا رها نخواهد کرد


()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون  | ۱۳۸٦/۱٢/٧ - مهتاب  |