نگارنده مهتاب
گذشته ها
آبان ۸٩
مهر ۸٩
خرداد ۸۸
خرداد ۸٧
اردیبهشت ۸٧
فروردین ۸٧
اسفند ۸٦
بهمن ۸٦
دی ۸٦
آذر ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
تیر ۸٢
خرداد ۸٢
اردیبهشت ۸٢
هم آشيونه هام
پرنده تنها
يه پسر از آسمونا
هنگ بزرگ
نامه های دلتنگی
روزهاي بي تو
غزال جونم
پسر تنها
دنياي بازيهاي تصويري
كوروش كبير
عباس آقا
آسمان،آبي بيكران
شب نقره اي
دوستت دارم ها
من براي سايه خودم مي نويسم
ستاره خاموش
منجي جاودانه
چشم بينا
آبي بيكران
يه دوست
خورجين
آمار وبلاگ 

من از چشم تو میچینم
هزار امید زندگی
تو
چو بادی بازیگوش بر سرم فروریزان
هزار قاصدک خوش خبر لبخندت را...
()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸٩/۸/٢٩ - مهتاب |

مشق عشق را با غرقه شدن میان چشم تو
تمرین میکنم
آغاز باریدن پاییز
بارانی شدن چشم تو را یادم می آورد
من ایستاده ام به امتحان
تو سنگ محک را آرام بر دلم بزن......
()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸٩/٧/۱٩ - مهتاب |

با تو دیگر مرا ترسی از تاریکی نیست
وقتی دست هایت را دارم
و نفس هایت من را نوید زندگی می دهد
و عشق با شکوه ترین واژه برای بیان این احساس است
تا رهایی فاصله ای نیست...
ببین!
عشق ِ من!
لحظه ی پروازمان نزدیک است...
()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸۸/۳/٢٧ - مهتاب |


مینویسم برای تو ..... خواهم ماند برای تو
مینوسیم برای ماه ..... باز هم خواهم ماند برای تو
مینویسم برای کوتاه بودن واژه ها
مینویسم "عشق"
برای با تو بودن دیر نمیشود
اما با تو بودن خیلی زود می گذرد
برایت خواهم ماند و همیشه ترانه "دوستت دارم" را میخوانم .....
()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸٧/۳/٢٧ - مهتاب |


ــــــ
و روزی که به سراغت بیایم
با یک دست لباس سپید
و لبخند
حتما کسی خواهد گفت
گاهی دلم برای ستاره شدن تنگ میشود
گاهی برای چشمانت ....
()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸٧/٢/٢٧ - مهتاب |


در دل تیره شب هر وقتیک شهاب می گذرد آرزو می کنمت ......
از خدا می خواهم لحظه های سبزت٬ زرد و غمگین نشود
نکند بارانی از نگاهت ریزد
باران بی رحمی ها در وجودت خیزد
در میان من و تو فاصله هاست
آنقدر فاصله که من اگر خیل کبوترها را سوی تو پرواز دهم
نیمه راه می میرند
خوب رویائی من با تو بودن دیریست آرزوی من نیست .
من فقط می خواهم هر کجا که هستی غصه ات کم باشد
()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸٧/۱/٢٠ - مهتاب |

فصلی را با نام تو آغاز میکنم
با نام بهار
عطر سنگین اقاقی های سپید
فصلی را با نام تو آغاز می کنم
با نام تابستان
عطش عرق کرده ی درختان گیلاس
فصلی را با نام تو آغاز می کنم
با نام پاییز
اندوه شاخه های زرد بید
فصلی را با نام تو آغاز می کنم
با نام زمستان
برفی ترین خواستگاه آرزوهای سرما خورده
فصلی را با نام" تو" آغاز می کنم
که خود فصلی دیگری .....؟()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸٦/۱٢/٢۸ - مهتاب |


دارد دلم برای تو
بی تاب میشود
آرام
شمع حوصله ام آب میشود
()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸٦/۱٢/٢٢ - مهتاب |


قصد سفر دارم
می خواهم بروم
همراه با خط سفید وسط جاده
که مرا تا انتهای دور با خود می برد
من میروم تنها
بار خاطراتم سنگین است
می روم و می دانم بهار نزدیک است
خسته ام ، آنقدر که دلم میخواهد برای مدتی بمیرم
اما نه ... من بدون تو می میرم
میخواهم بگویم و دستم بنویسد
مینویسم تا خیالم از دست یادت رها شود
اما باز از میان سطرهایم سر بیرون می آوری
میدانم تا ابد خیالت مرا رها نخواهد کرد
()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸٦/۱٢/٧ - مهتاب |


آن پرنده عاشق است
عاشق ستاره ماهیای
که مثل یک نگین نقرهای
روی دست آب برق میزند
ماهی ِ لباس نقرهای هم عاشق است
عاشق پرنده ی طلاییای
که مثل سکهای
توی مشت آفتاب برق میزند
آن پرنده را ولی چطورمیشود
به ماهیاش رساند! ...
(عرفان نظر آهاری)
()ستاره داره چشمك ميزنه تو آسمون | ۱۳۸٦/۱۱/٢٩ - مهتاب |

