از پشت هجومی سبز

آنجا که آسمان به زمين دوخته شده

سياهی سواری پيداست

خدا کند اسبش سفيد باشد .....

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
roya

ما زنده از آنيم که آسوده نگيريم... موجيم که آسودگی ما عدم ماست.

شب نقـــــــــــــره ای

آره بابا / خدا کنه يه شاهزاده ی آسمونی سوار بر يه اسب سفيد بياد و تو رو با خودش ببره / که اگه اين اتفاق بيفته ۳ تا مزيت داره / يکيش اينه که تو خوشبخت ميشی / دوميش اينه که يه دنيا خيالشون راحت ميشه / سوميش هم اينه که من آروم ميشم / هر چی باشه يه عمر به پات زحمت کشيدم / خب دوست دارم خنده های شيرينت رو از ته دل ببينم / فقط خدا انشالله به همه صبر بده که صحنه ی رفتنت همراه با اون سوار سفيد پوش اونها رو داغون نکنه / آمين ...

شب نقـــــــــــــره ای

سلام آبجی مهتاب / شرمنده ! داشتم از اين ورا رد ميشدم / گفتم يه سری بيام ببينم اين داداشمون ( سواره ) اومده يا نه / مثل اينکه خب ! خدا رو شکر خبری ازش نيست ...

مهتاب

فکر کنم همه اشتباه متوجه شدن . منظور من از اسب سفيد اون اسب سفيد بالدار معروف نيست بابا بد برداشت نکنيد .....

zhaleh

سلام از من می شنوی به حرف شاعر معروف گوش نده / اون فقط لا لايی بلده بخونه خودشم خوابش نمی بره / سوار سفيد پوشی و جود نداره / ولی شايد آقا گرگه باشه که سوار اسب شده / گول نخور / نه آقا گرگه مهربونه ؟ / نقره ايی باشی /

محمد

اين عکس و اين تصوير منو ياد ترانه زيبای غريب آشنا گوگوش انداخت . تو از شهر غريب بی نشونی اومدی تو با اسب سفيد مهربونی اومدی ...

مهتاب

سلام..وب زيبايی دارين....موفق باشين

غزال

سلام ...... چه کرده اين دختره ..... چقدر خوشگل شده اينجا بلا ......... بابا به ماهم ياد بده چه جوری ستاره و برف بريزيم تو آسمون وبلاگمون .. تحويل بگير مهندس .... نا سلامتی رفيق چند ساله هستيما