باز هم فريب ...

t6vtpu.jpg

در ميان اين همه صورتكهاي فريب

 به باور اينكه شانه هايت پناهگاهي مطمئن براي دردهايم است

 چشمانم را بستم تا به شانه هاي مهربان تو تكيه زنم و راه بپيمايم

 اما تو!!!

بي توجه به كسي كه با ديدگاني بسته

و به پاس اعتماد به تو

با همه شوق به سويت مي آيد

رفتي و من به جاي لمس شانه هاي تو

                                            سنگيني سنگفرش خيابان را احساس كردم

/ 25 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد

سلام.ممنون به خاطر نظری که دادی.يه مدتی نبودم گفتم شايد باز آپ کردی و ما طبق معمول از قافله غافل خب.هنوز نه انگار.منتظرت هستم...

محمد

قشنگ بود آپديت کردم بازم به من سر بزن خوشحال ميشم

مانیا بی تو

متاسفانه خبردار شدم که یکی از دوستان خوبم ( حامد عزیز از رویای شبانه ) روز جمعه با ماشین تصادف کرده و . . . ازتون می خوام براش دعا کنید تا هرچه زودتر سلامتیش رو بدست بیاره

lady bird

سلام...نمیخوای به روز کنی؟من به روزم ا یه نامه دلتنگی..منتظرتم.

مانیا بی تو

تیک تاک ساعت فریاد مرگ ثانیه هاست، اما دوستی ها هیچ وقت نمیمیرند.....

حامد

سلام مهتاب خانم کجايی؟؟؟؟؟؟؟؟ اومدم بگم که آپم ومنتظرتم

عكاس باشي

سلام عزيز دل ! جالبه وبت ولی دير آپ ميکنی به منم سر بزن

امير

مهتاب....... ياد دوستای قديمی گاهی خوشاینده و گاهی......... شاد باشي

فانوس

ما گذشتیم و گذشت انچه تو با ما کردی... مطمئن باش و برو... ضربه ات کاری بود... دل من سخت شکست...