دوباره ياد تو

images%2FRHT%2FGourdon_Viewpoint-im.jpg

نمیدانم کجایی

با که هستی ...

ولی

باران که می بارد

هوا

بوی تو را دارد ...

/ 51 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

چقدر دلم واسه نوشتن تنگه! کاش غير از زبان گفتار و نوشتار، زبان ديگری داشتم...چرا اينقدر ناتوان؟!اينقدر نا باور! چی به سرم اومده؟ سکوت مثل مرگه! آدمی رو از درون می پوسونه!جوری که نمی فهمی کی يا کجا زير دستها و پاها لگد شدی... به روز شد بغضم

محمد

مطمئن باش اگه خدا يه چيزی رو بهت نميده فقط به خاطر اينه که می خواد بهتر از اونو که لايق تو هست بهت هديه بده اگر هم نه باز حکمت خداست که ما ازش سر در نمياريم

محمد

چه سکوتی داره خونه بعد گريه های آخر واسه گرمای نگاهت دل من تنگ مسافر ........ بيا تا بارون باشيم تا که از غبار غم پاک کنيم دلها رو تا مثل رنگين کمونا موقع رفتن بارون توی آسون دلها بمونن خاطره ها مون .....

ladybird

سلام مهتاب عزیزم.خوبی.شعرت زیبا بود مثل همیشه...منم بلاخره ناخواسته عاشقانه نوشتم..بیا بخون لطفا(میدونم همیشه به من لطف داری)

غزال

كجائيي دختر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

afshin,germani

در خلوت کوچه های شب سرگردان می گشت کسی ستاره پیدا بکند بیچاره از آن دلش پر از غم می بود

غزال

سلام گلم ... خدا بد نده عزیزم ... ان شاءالله که خوب خوب بشی ... منم بتونم ببینمت

آبی بيکران

سلام. چيز خاصی نبود. اما چون بعد از مدتها اتفاق افتاد، برام جالب بود. ممنونم

آبی بيکران

سلام دوباره. البته چندان چيزی هم نيست که من بتونم کاری کنم که دوباره اتفاق بيافته. لااقل الان. بايد دعا کنم که باز اتفاق بيافته.