بی مقدمه.......


 
 42-1656489.jpg

قصد سفر دارم
می خواهم بروم
همراه با خط سفید وسط جاده
 که مرا تا انتهای دور با خود می برد
من میروم تنها
بار خاطراتم سنگین است
می روم و می دانم بهار نزدیک است
خسته ام ، آنقدر که دلم میخواهد برای مدتی بمیرم
اما نه ... من بدون تو می میرم
میخواهم بگویم و دستم بنویسد
مینویسم تا خیالم از دست یادت رها شود
اما باز از میان سطرهایم سر بیرون می آوری
میدانم تا ابد خیالت مرا رها نخواهد کرد

/ 54 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدیقه حسینی

سلام/خداحافظ عشق بی عاشق من..... * * حالا دیگر مطمئنم این وبلاگ تا تابستان به روز نخواهد شد پس: خداحافظ ای همه ی شب هایی که با هم گریه کردیم.... به روزم و منتظر کلیکت هستم....

mojtaba

بازم سلام آدرس و اشتباه وارد کرده بودم

mojtaba

ممنون عزیم که بهم جواب دادی اما وبت جالب بود به درد من میخوره

ladybird

سلام مهتاب عزیز..مرسی از اینکه بهم سر یمزنی...مرسی که همه وبلاگامو وقت میذاری و میخونی..قربون دوست گلم برم[قلب]

ladybird

سلام مهتاب عزیز..مرسی از اینکه بهم سر یمزنی...مرسی که همه وبلاگامو وقت میذاری و میخونی..قربون دوست گلم برم[قلب]

پسرتنها

سلام از این که به یاد من بودی ممنون من اپم موفق باشی

reza

یک بار خانم جوانی رو دیدم که بدون توجه به اطراف ، خط وسط جاده را می پیمود!شاید در این احساس با تو مشترک بود!