من,<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

پري کوچک غمگيني را مي شناسم

که در اقيانوسي مسکن دارد

و دلش را در يک ني لبک چوبين

مي نوازد , آرام , آرام

 

/ 8 نظر / 4 بازدید
بهار ... گل شب بو

مهتاب من ! قصه اون پری کوچولو رو شنيدی که يک شبگرد عاشقش می شه؟ شبگرد تا صبح از دور برکه رو نگاه می کنه که پری آروم آروم موهاشو تو آب شونه ميزنه...شبگرد با خودش می گه شايد اگر الان از تاريکی شب بيام بيرون و برم پيشش بترسه و برنجه! پس ميذارم صبح تو روشنايی هم بهتر ببينمش هم از من نترسه...اما اولين اشعه خورشيد که تابيد ...پری غيب شد و رفت و همه انتظار شبگرد بيهوده موند...اما من پری مهتابی رو می شناسم که حتی زير نور خورشيد مثل ماه می درخشه...

ستاره

زمستان تلخ می رود و بهار زندگی باز می گردد / سال زيبايی را برايت آرزو می کنم

مجید

مهتاب عزيز آپ کردم / ببينمت ؛ خوشحال ميشم ...

مجید

اما نه جای غم در دل پری است و نه جای پری در اقيانوس / با نواختن آرام نی لبک چوبی همه می فهمند که چه اندازه تنهاست دل ...

بهار...گل شب بو

عزیزم گل شب بو برای آخرین بار تا مدت نامعلومی به روز شد...اما همیشه بهت سر می زنم.