و باز هم تو

b004_02.jpg

تمام امشب را
مثل هر شب
به تو فكر خواهم كرد
ميان سكوتكوچه ها
و زمستانی كه بر زمين نشسته
و به تصوير تو
خيره خواهم شد
وآرام آرام
چكه خواهم كرد
روي همه خاطراتم

/ 21 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

توی پايينی اسمم يادم رفت

سلام عيدت مبارک

ladybird

سلام عزیزم مرسی از نظر لطفت.چشم اگه مغزم همکاری کنه و سوژه خوب پیدا کنم حتما داستان مینوسم.آرزو یمن از بچگی این ود که نویسنده باشم و انقدر شما ها به من امید دادین که دارم ریز ریز تو این وبلاگ به آرزون میرسم.ای کاش میتونستم یه نویسنده خوب باشم اما من یه نویسنده تازه کارم که شاید داستانام اونقدر ها هم جذابیت و زیبایی ندشاته باشه اما شما دوستای خوبم منو میدوار میکنین

ladybird

اما چیزی که هستن اینه که نمیدونم چرا کسی نامه های دلتنگیم و نمیخونه دیگه.احساس میکنم این اعترافات من برای کسی جالب نیست و از حوصله دوستام خارجه.اگه اینجوریه دیگه ننویسمشون..میشه نرتو بگی؟چون تو یکی از خوانندههای دائمی وبلاگم هستی و به نظرت اهمیت میدم.

ladybird

راستی اصلا یادم رفت بگم تولد نامه های دلتنگیه..یه سری بهش بزن دلش نگیره

شب نقره ای

اين بهترين کار است / تو و قطره ها بی حساب می شويد / بگذار تا هميشه اين شب باشد که بدهکار تو می ماند / تو حسابت را با خاطراتت يکسره کن ! باقي اش بماند برای لحظه های نيامده

شب نقره ای

در ضمن ! هيچگاه به تو فکر نکن / به ما فکر کن

حامد

سلام خانمی من يک کتاب ميخوام که هرچی ميگردم اينجا پيدا نمی کنم. ميخواستم بپرسم اگه نتونم گير بيارم تو که تهرونی ميتونی برام تهيه کنی از کتاب فروشی ها يا آموزشگاه مخصوص اون کتاب وبفرستی ومن هزينش رو بفرستم يا نه؟ تورو خدا اگه نميتونی تعارف نکنی