حرف تنهايی قديمی اما تلخ و سينه سوزه

اولين و آخرين حرف

حرف هر روز و هنوزه

تنهايی شايد يه راهه راهيه تا بی نهايت

قصه هميشه تکرار

هجرت و هجرت و هجرت

اما تو اين راه که همراه جز هجوم خار و خس نيست

کسی شايد ، باشه شايد

کسی که دستاش قفس نيست

/ 1 نظر / 4 بازدید
علی

سلام! وبلاگ زيبايی داريد.اما اگه کمی هم از شادی بنويسی خيلی خوب ميشه آخه ميدونی غم و شادی در کنار هم معنا پيدا ميکنند! موفق باشی.