روبروی من نشسته ای و آه ميکشم

برای ديدن مهتاب ، ‌در دلم ماه می کشم

برای آنکه کسی از منش نه بستاند

چه بيهوده همی ماه را در چاه می کشم

اين هم بقيه شعر . البته اين شعر رو يه نفر به من هديه کرده ولی گفته اسمش رونگم من هم قول دادم که نگم ولی به نظرم خيلی شعر قشنگيه به نظر شما چه طور؟؟؟

/ 1 نظر / 7 بازدید

salam be maa ham sar bezanin